۱۳۸۹ اسفند ۱۱, چهارشنبه

رستگاری جنبش سبز در گروی‌ اندکی‌ فروتنی!

رستگاری جنبش سبز در گروی‌ اندکی‌ فروتنی!

بیگمان کشور به لحاظ سیاسی وارد مرحلهای تازه شده است. جنبش سبز در تمام  روزنههای نظام نفوذ کرده در حالیکه روز به روز شخصیتسیاسی آن بالغ تر شده و حقانیت و سلامتش تثبیت میگردد. با این همه به دلیل اینکه بخشقابل توجهتغذیهٔ فکری این جنبش اعتراضی از بدنهٔ جوان جامعه ایران تامین میگردد لذا سرنوشت این جنبش بدون همراهی افراد با تجربه معترض به نظام که تجربه انقلاب سال ۵۷ را دارند و یا با ساختار جمهوری اسلامی اشنا میباشند میتواند این نیروی مردمی را استوار تر هدفمند تر و عقلانیت حاکم بر آن را ارتقا بخشد.  بخش قابل توجهیاز بدنهٔ جنبش در حال حاضر متاثر از رویدادهای اتفاق افتاده در مصر ، تونس و لیبیبیصبرانه به انتظار گذر از این دوران به سمت فروپاشی سریع نظام نشسته اند اما اینکه آیا این اتفاق در ایرانهم امکان پذیر میباشد یا خیر میبایستی توسط نظریه پردازن سیاسی ایران که تجربه انقلاب ۵۷ را دارند بررسیو به نسخه ای کار آمد برای هدایت جنبش تبدیل گردد. اگر چه جنبش راه درست خود را پیدا کرده و ادامه خواهد داد اما همراهی سیاسیون باتجربه هزینه حرکتهای جنبش را میتواند تا حد زیادی کاهش دهد. افرادی مثل محسن سازگارا انسانهاییبسیار با تجربه اما تنها بخش  کوچکی از پتانسیل بزرگ سیاسی ایرانیان خارج از کشورند. اپوزیسیون خارج از کشور به خصوص چهرههای قدیمیو با تجربه میبایستی به جای اثبات حزب خود، برای مدتیانرژی خود را در اختیار جنبش سبز بگذارد چرا که توقف موفقیت جنبش سبز یعنیپایان تمام اپوزیسیون ها! وقتیجنبشی بر پایهٔ اکثریت جامعه نتواند به توفیق دست یابد آنوقت از فلان حزب خارج  از کشور با ۱۰۰۰ یا ۱۰۰۰۰ نفر هوا دار هم دیگر کاری ساخته نخواهد بود. هر ایرانیمیتواند در آیندهٔ سیاسی ایران حزب مطبوع خویش را حمایت کند اما اکنون همه باید یکدل و یکصدا به حمایت از جنبش سبز بر خیزند و شورای رهبری جبهه سبز به اتفاق نمایندگان آقایان موسوی و کروبی و تمامی شخصیتهای فرهیخته سیاسی  و  احزاب تشکیل گردد.  اتلاف وقت در این مهم میتواند باعث دسیسه از سویحاکمیت گردیده و با توجه به بدنهٔ جوان جنبش  احتمال سر خوردگی و اشتباه جنبش نیز وجود خواهد داشت. هر گونه توطئه، سوق به سمت خشونت و رفتار جنون آمیز از سمت حاکمیت مکار میتواند تاثیر زیادی بر جنبش وارد کند اما تشکیل شورای رهبری جنبش شامل اکثریت اپوزیسیون و استفاده از افراد آبدیده که به خصوص با تاریخ انقلاب ایران، بدنه سیاسی نظام و نقاط ضعف حکومت آشنایی دارند میتواند سرنوشتی درخشان با حداقل هزینه و حداکثر کارآمدی برای ایران رقم زند و نهایتان احزاب به جایگاه خود باز خواهند گشت و در فضای باز سیاسی آتی میتوان از طریق رفراندوم و گفتمان حیات حزب خویش را ادامه داد.

رهبرا گر می بری آقای چیز


رهبرا  آقای چیزم میبری
رهبرا  گفتد کسی‌ خیلی‌ خری
بیگمان چیزش به چیزت رفته است
چون که طمعش لای چیزت مانده است
رهبرا گر می بری آقای چیز
چیز ملت را کنی‌ هی‌ تیز  تیز

۱۳۸۹ اسفند ۱۰, سه‌شنبه

ابراهیم و خیابان آتش


امروز برایم روز  مهمیست. امروز سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۹. دیشب خبر دستگیری کروبی و موسوی در شهر پیچید. اگر چه جنبش نیاز به رهبر ندارد اما ادامهٔ راه بی‌ این دو دلاور سخت و است و بس دشوار.
امروز یادم آمد  به موسوی میگفتیم “ موسوی! موسوی! سکوت کنی‌ خائنی! “
سکوت نکرد اما! الان هم در نه کجا آبادی محکوم  به سرنوشتی نامعلوم هست.
امروز روز  حیثیت جنبش  سبز است. امروز جنبش سبز اگر از موسوی و کروبی دفاع نکند محکوم  به شکست است، نه تنها جنبش بلکه فرهنگ ایرانی‌. فرهنگ فداکاری. امروز اگر مردم به پا نخیزن و به حصر این دو اعتراض نکنند دیگر نه در کتابها مان آثاری از دهقان فداکار خواهد بود و نه از آرش کمانگیر در سینه‌ها نشانی‌.
امروز برای اولین بار هویت ایرانیم به دقت سنجیده میشود. امروز خواهم فهمید که آیا باید بخودم، به مردمم و به فرهنگم بنازم یا نه!

باید چند ساعتی‌ صبر کنم. امروز ما ابراهیم هستیم و خیابان آتش. باشد که سربلند شویم.

۱۳۸۹ اسفند ۹, دوشنبه

سوگند به تو میر حسین


سوگند به “ بابا آب داد”
سوگند به  “ حسنک کجایی”
سوگند به “ آژیر  سفید و زرد و قرمز”
سوگند به “ به سینهٔ‌‌ پدرم وقتی‌ که تنها پناه گاهمان بود ۲ متر در عمق  باغچه زمان بمباران”
سوگند به “ تشنج  مادرم از صدای راکت و آژیر”
سوگند به “ روح داییم وقتی‌ دوچرخه برایم خرید و رفت جبهه و دیگر ندیدمش ولی‌ هنوز بزرگترین آرزویم واکس زدن دوبارهٔ پوتین‌هایش است”
سوگند به “ همهٔ سختیهایی که در کودکی به امید  شادی نداشته کشیدیم”
سوگند به “ به بهترین دوران  زندگی‌ که در میان کتاب و نوحه بدون اندکی‌ شادی سپری شد”
سگان به “ آنکه اولین بر بیرون قفس را نشانم داد”
سوگند به تو میر حسین، به صداقت  کلماتت، امروز دست  خالی‌ به خانه بر نمی‌گردم!

۱۳۸۹ اسفند ۵, پنجشنبه

حضور ناگهانی نیروهای سرکوب در خیابانهای تهران در بعد از ظهر امروز . به چه دلیل:



اینها هر کاری بکنن تو این وضع نمیان بی دلیل نیرو بزارن ولو برای مانور. چون خودشون میدونن مردم بیشتر تحریک میشن. از اونطرف هم حضور متناوب نیروهای نظامی تو خیابون با عث عادی شدن اون برای مردم و کم اثر شدن این حرکت تو دراز مدت میشه. اما من فکر میکنم یا یک اتفاق خیلی مهم افتاده یا در شرف وقوع هست. شاید میر حسین یا کروبی ویا هر دو دستگیر شده باشند. هر چی باشه تا ساعاتی بعد قضیه رو شن میشه!

۱۳۸۹ اسفند ۳, سه‌شنبه

ای همه رادمردان سرزمینم

تا کی باید به انتظار جان دادن همرزمانم باشم. تا کی باید شاهد تنهایی رادمردان سرزمین باشم. چه قدر تنهایید همه قهرمان سرزمینم. چه قدر تنهایید در حصار خود در اوین و گوهر دشت. چه قدر استوارید زیر بار حصر ، زیر شکنجه های این دیو سیرتان در بند الف سپاه. شرمگین شما هستم ای همه رادمردان سرزمینم. اما زمین نمینشینم و این بار استواری را از شما میاموزم و بر لشکر این هرزه گان و لاشخوران میتازم . لاشخورانی که منتظر پژمردگی شما شیران بیشه ایران زمینند.
و شما ای کفتاران ولایت پرست و لاشخوران پیر و فرتوت سیاه ترین تاریخ این خاک را به سبز ترین و با افتخارترین رنگ، رنگ سبز منقش میکنیم و دیری نپاید که شما این لاشخوران ولایتمدار انگارهیچگاه نبوده اند.

۱۳۸۹ اسفند ۲, دوشنبه

در راهپیمایی هایی که پیش بینی میشه تعداد سرکوبگران زیاد بشه چه باید کرد؟





درسهایی از تجارب جنبش سبز در خیابانهای تهران

مسیرهای مرسوم و تحلیل تجربی آنها: 

1-      - مسیر میدان امام حسین تا میدان انقلاب
             -    راه نسبتا طولانی هست و مردم بیش از حد پراکنده میشن پراکنده میشن
             -   سرکوبگرها 2 سال هست که دارن رو کنترل اون منطقه کار میکنن و تو کنترل بحران اون ناحیه با تجربه شدن

2-       مسیر میدان انقلاب تامیدان آزادی
-           مردم اونجا بیشترین دستاورد اما بیشترین تلفات رو به دلیل نزدیکی به پایگاههای بسیج دادن.. اونجا واقعا به تجربه نشون داده قتلگاه مردم با بیشترین آمار تلفات بوده
-          اونجا رو هم سرکوبگرها مسیرها رو خوب بلدن و خوب مردم رو کنترل میکنن و الان میدونن مردم کجا ها معمولا جمع میشن

3-      میدان آزادی
-           این هدف نهایی میتونه باشه اما برای جمعیتی چند میلیونی و لی اینروزها میتونه یه تله بزرگ باشه چون سرکوبگرها به حداقل نیرو وحداکثر تمرکز و راندمان میتونن اونجا رو کنترل کنن و مسلط بشن

4-      خیابان ولیعصر

 این مسیر چندین بار تجربه شده و آخرین نمونه اون 1 اسفند بود. تجربه ای نسبتا اما نه کاملا موفق به دلیل طولانی بودن این مسیر که باعث میشه حتی هسته های کافی برای تقابل با گروههای سرکوبگر و ارعاب اونها به راحتی شکل نگیره. 
 اما:
- انتخاب میدانهای مرکزی مثل  میدان ولیعصر، میدان هفت تیر یا میدان ونک میتونه هدف مناسبی باشه چرا که اولا مردم از هر چهار سو به اون سمت میان. دیگه یه عده بی تاثیر جلوی پارک ساعی نمیچرخن. مسیر در رو زیاد داره ضمنا کوچه هاش مثل فرعی های منتهی به خیابان آزادی طولانی نیست که نشه از دست سرکوبگران به وقت خطر در رفت و سریعتر میشه سنگر گرفت. پارکهای زیاد تری نسبت به مسیر امام حسین تا ازادی هست و راحتتر میشه به وقت خطر استتار شد ضمن اینکه جمعیت بیشتر به چشم میاد.اگر جنایت با ماشین رد شدن نیروی انتظامی از روی مردم رو در روز عاشورای 88 رو کنار بگذاریم  بزرکترین شکست نیروهای سرکوبگردر میدان ولیعصر بود. البته میدان ولیعصر نسبت به میدان ونک یک نکته مثبت دیگه هم داره اونهم اینکه از اتوبانها فاصله نسبتا زیادی داره و به راحتی نمیتونن نیرو ارسال کنن در حالیکه در مورد مثلا میدان ونک نزدیکی به اتوبان همت، نیایش و حقانی یک نکته منفی محسوب میشه.

با دوستان نشستیم گزارش آزمایش مقاومت بتون رو بنویسیم ، چی شد!!!  زنده باد جنبش سبز که اصل بتونه!