تا کی باید به انتظار جان دادن همرزمانم باشم. تا کی باید شاهد تنهایی رادمردان سرزمین باشم. چه قدر تنهایید همه قهرمان سرزمینم. چه قدر تنهایید در حصار خود در اوین و گوهر دشت. چه قدر استوارید زیر بار حصر ، زیر شکنجه های این دیو سیرتان در بند الف سپاه. شرمگین شما هستم ای همه رادمردان سرزمینم. اما زمین نمینشینم و این بار استواری را از شما میاموزم و بر لشکر این هرزه گان و لاشخوران میتازم . لاشخورانی که منتظر پژمردگی شما شیران بیشه ایران زمینند.
و شما ای کفتاران ولایت پرست و لاشخوران پیر و فرتوت سیاه ترین تاریخ این خاک را به سبز ترین و با افتخارترین رنگ، رنگ سبز منقش میکنیم و دیری نپاید که شما این لاشخوران ولایتمدار انگارهیچگاه نبوده اند.
و شما ای کفتاران ولایت پرست و لاشخوران پیر و فرتوت سیاه ترین تاریخ این خاک را به سبز ترین و با افتخارترین رنگ، رنگ سبز منقش میکنیم و دیری نپاید که شما این لاشخوران ولایتمدار انگارهیچگاه نبوده اند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر