۱۳۸۹ اسفند ۳, سه‌شنبه

ای همه رادمردان سرزمینم

تا کی باید به انتظار جان دادن همرزمانم باشم. تا کی باید شاهد تنهایی رادمردان سرزمین باشم. چه قدر تنهایید همه قهرمان سرزمینم. چه قدر تنهایید در حصار خود در اوین و گوهر دشت. چه قدر استوارید زیر بار حصر ، زیر شکنجه های این دیو سیرتان در بند الف سپاه. شرمگین شما هستم ای همه رادمردان سرزمینم. اما زمین نمینشینم و این بار استواری را از شما میاموزم و بر لشکر این هرزه گان و لاشخوران میتازم . لاشخورانی که منتظر پژمردگی شما شیران بیشه ایران زمینند.
و شما ای کفتاران ولایت پرست و لاشخوران پیر و فرتوت سیاه ترین تاریخ این خاک را به سبز ترین و با افتخارترین رنگ، رنگ سبز منقش میکنیم و دیری نپاید که شما این لاشخوران ولایتمدار انگارهیچگاه نبوده اند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر