رستگاری جنبش سبز در گروی اندکی فروتنی!
بیگمان کشور به لحاظ سیاسی وارد مرحلهای تازه شده است. جنبش سبز در تمام روزنههای نظام نفوذ کرده در حالی که روز به روز شخصیت سیاسی آن بالغ تر شده و حقانیت و سلامتش تثبیت میگردد. با این همه به دلیل اینکه بخش قابل توجه تغذیهٔ فکری این جنبش اعتراضی از بدنهٔ جوان جامعه ایران تامین میگردد لذا سرنوشت این جنبش بدون همراهی افراد با تجربه معترض به نظام که تجربه انقلاب سال ۵۷ را دارند و یا با ساختار جمهوری اسلامی اشنا میباشند میتواند این نیروی مردمی را استوار تر هدفمند تر و عقلانیت حاکم بر آن را ارتقا بخشد. بخش قابل توجهی از بدنهٔ جنبش در حال حاضر متاثر از رویدادهای اتفاق افتاده در مصر ، تونس و لیبی بیصبرانه به انتظار گذر از این دوران به سمت فروپاشی سریع نظام نشسته اند اما اینکه آیا این اتفاق در ایران هم امکان پذیر میباشد یا خیر میبایستی توسط نظریه پردازن سیاسی ایران که تجربه انقلاب ۵۷ را دارند بررسی و به نسخه ای کار آمد برای هدایت جنبش تبدیل گردد. اگر چه جنبش راه درست خود را پیدا کرده و ادامه خواهد داد اما همراهی سیاسیون باتجربه هزینه حرکتهای جنبش را میتواند تا حد زیادی کاهش دهد. افرادی مثل محسن سازگارا انسانهایی بسیار با تجربه اما تنها بخش کوچکی از پتانسیل بزرگ سیاسی ایرانیان خارج از کشورند. اپوزیسیون خارج از کشور به خصوص چهرههای قدیمی و با تجربه میبایستی به جای اثبات حزب خود، برای مدتی انرژی خود را در اختیار جنبش سبز بگذارد چرا که توقف موفقیت جنبش سبز یعنی پایان تمام اپوزیسیون ها! وقتی جنبشی بر پایهٔ اکثریت جامعه نتواند به توفیق دست یابد آنوقت از فلان حزب خارج از کشور با ۱۰۰۰ یا ۱۰۰۰۰ نفر هوا دار هم دیگر کاری ساخته نخواهد بود. هر ایرانی میتواند در آیندهٔ سیاسی ایران حزب مطبوع خویش را حمایت کند اما اکنون همه باید یکدل و یکصدا به حمایت از جنبش سبز بر خیزند و شورای رهبری جبهه سبز به اتفاق نمایندگان آقایان موسوی و کروبی و تمامی شخصیتهای فرهیخته سیاسی و احزاب تشکیل گردد. اتلاف وقت در این مهم میتواند باعث دسیسه از سوی حاکمیت گردیده و با توجه به بدنهٔ جوان جنبش احتمال سر خوردگی و اشتباه جنبش نیز وجود خواهد داشت. هر گونه توطئه، سوق به سمت خشونت و رفتار جنون آمیز از سمت حاکمیت مکار میتواند تاثیر زیادی بر جنبش وارد کند اما تشکیل شورای رهبری جنبش شامل اکثریت اپوزیسیون و استفاده از افراد آبدیده که به خصوص با تاریخ انقلاب ایران، بدنه سیاسی نظام و نقاط ضعف حکومت آشنایی دارند میتواند سرنوشتی درخشان با حداقل هزینه و حداکثر کارآمدی برای ایران رقم زند و نهایتان احزاب به جایگاه خود باز خواهند گشت و در فضای باز سیاسی آتی میتوان از طریق رفراندوم و گفتمان حیات حزب خویش را ادامه داد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر